superadmin
زمان مورد نیاز برای مطالعه
تیر 10, 1404
مفاهیم مشترک سریال اسکویید گیم و کتابهای مشهور جهان
سریال بازی مرکب (Squid Game) یک سریال مشهور کرهای است که با داستان تازه و هیجانانگیز خود توانسته است مخاطبان بسیاری جلب کند. این سریال خوشساخت در سراسر جهان به شهرت عظیمی دست یافت و همین امر باعث شد کسانی که با فیلم و سریال غریبه بودند نیز به تماشای آن بنشینند. داستان سریال اسکویید گیم شباهتهای بسیاری با آثار کلاسیک دارد. در این مقاله به بررسی مفاهیم مشترک سریال اسکویید گیم و کتابهای مشهور جهان میپردازیم. با بخش مقالات سایت گلستان کتاب همراه ما باشید.
فهرست مطلب
کتاب سالار مگسها | مفاهیم مشترک سریال اسکویید گیم و کتابهای مشهور جهان

کتاب «سالار مگسها» اثر ویلیام گلدینگ و سریال بازی ماهی مرکب شباهتهای موضوعی و روانشناختی چشمگیری دارند، هرچند که فضای داستانهایشان متفاوت است. هر دو اثر، هنجارهای اجتماعی را کنار میگذارند تا جنبههای تاریکتر طبیعت انسان را هنگامی که افراد تحت فشار شدید قرار میگیرند، آشکار کنند. این آثار هر دو روایتهایی تلخ از سقوط اخلاقی انسان در شرایط بحرانی هستند.
در سالار مگسها، گروهی کودک در جزیرهای بدون قانون رها میشوند. بهتدریج نظم از بین میرود و رفتارهای وحشیانه جای اخلاق را میگیرد. در بازی مرکب، آدمهای بزرگسال در یک بازی مرگبار برای پول شرکت میکنند. با پیشرفت بازی، بسیاری از آنها ارزشهای انسانی خود را کنار میگذارند. هر دو اثر نشان میدهند که وقتی قانون و نظم اجتماعی حذف شود، انسان بهراحتی به خشونت و خودخواهی کشیده میشود.
در سالار مگسها، شخصیتهایی مانند «رالف» و «پیگی» سعی میکنند نظم و منطق را حفظ کنند، اما در مقابل «جک» و پیروانش به خشونت و قدرتطلبی روی میآورند. در بازی مرکب، شخصیتهایی مثل «گی هون» نمایندهٔ وجدان انسانی هستند، در حالیکه افرادی مثل «سانگ-وو» برای زنده ماندن، دست به خیانت و قتل میزنند. تضاد میان اخلاق و غریزهی بقا، در هر دو داستان به شکل برجستهای نمایش داده میشود.
از طرفی کودکان معصوم در سالار مگسها به موجوداتی خشن و بیرحم تبدیل میشوند. شرکتکنندگان بازی در بازی مرکب نیز تغییرات روانی شدیدی را تجربه میکنند؛ برخی سقوط میکنند، برخی دچار عذاب وجدان میشوند. هر دو اثر سیر تحول یا انحطاط روانی شخصیتها را با دقت و عمق به تصویر میکشند.
سالار مگسها و بازی مرکب، با وجود تفاوت در زمان، مکان و سبک، هر دو تصویری تیره و واقعگرایانه از انسان در بحران ارائه میدهند. در هر دو، وقتی نظم اجتماعی از بین میرود، چهرهی واقعی انسان هم مهربان و هم بیرحم نمایان میشود.
کتاب بینوایان | مفاهیم مشترک سریال اسکویید گیم و کتابهای مشهور جهان

کتاب بینوایان اثر ویکتورهوگو با سریال اسکویید گیم هرچند از نظر سبک، زمان و قالب متفاوتاند، اما در لایههای عمیقتری از نظر موضوع و پیامهای اجتماعی، شباهتهای قابل توجهی دارند.
کتاب بینوایان داستان جانوالژان، مردی فقیر است که تنها بهخاطر دزدیدن نان به ۱۹ سال زندان محکوم میشود. کتاب بهشدت نابرابری طبقاتی، ظلم دستگاه قضا، و بیعدالتی اجتماعی را نقد میکند. در سریال بازی مرکب شرکتکنندگان در بازی، قربانیان یک جامعهٔ سرمایهمحور هستند که آنها را به بدهکاری، درماندگی و فقر کشانده. افراد فقیر برای زنده ماندن باید یکدیگر را بکشند، و ثروتمندان آنها را تماشا میکنند. هر دو اثر به شکلی صریح و کوبنده به نابرابری طبقاتی و فساد سیستمهای اجتماعی و قضایی اشاره میکنند.
رمان بینوایان و سریال بازی مرکب هر دو تصویر عمیقی از شرایط انسان در برابر ساختارهای اجتماعی ناعادلانه ارائه میدهند، جایی که انسانها نهتنها در دام فقر و سرکوب گرفتار شدهاند بلکه به مثابه مهرههایی در بازیای بزرگتر در حال دست و پا زدن هستند. در هر دو اثر، انسانها در وضعیتی قرار میگیرند که گویی ارادهشان زیر سایه سنگین قدرتهای مافوق و سیستمهایی است که آنها را میسازند و در عین حال محدود میکنند.
با این حال، پرسش اصلی این است که آیا انسان محکوم به تبعیت صرف از این شرایط است یا میتواند با آگاهی و اراده، مسیر دیگری انتخاب کند؛ این نکته در شخصیتهایی مانند جانوالژان و گی هون به خوبی نمایان است، کسانی که در دل تاریکی و ناامیدی تصمیم میگیرند از انسانیت خود دفاع کنند و به دنبال تغییر باشند.
در هر دو داستان، مرگ و رنج نه فقط به عنوان واقعیتی بیرونی، بلکه به مثابه نمادی از سقوط اخلاق و انسانیت مطرح میشود. این اتفاقات، چالشهایی هستند که شخصیتها را به تحول میرسانند؛ جانوالژان با گذر از سختیها به انسانی فداکار تبدیل میشود و گی هون نیز از فردی درمانده به شخصیتی آگاه و مقاوم تغییر میکند. این سیر تحول، در نهایت پرسشی عمیق درباره ماهیت انسان و تواناییاش برای تغییر و بازسازی در دل تاریکی را پیش میکشد.
کتاب جنایت و مکافات | مفاهیم مشترک سریال اسکویید گیم و کتابهای مشهور جهان

رمان جنایت و مکافات نوشته داستایوفسکی و سریال بازی مرکب هر دو به عمق روان و وجدان انسان میپردازند و در عین حال با مفاهیمی چون گناه، عذاب وجدان، انتخاب اخلاقی و تلاش برای رهایی از سرنوشت تلخ مواجهاند. هر دو اثر، شخصیتهایی را نشان میدهند که در وضعیتهایی بسیار بحرانی و ناامیدانه قرار دارند و دست به اقداماتی خشونتآمیز یا غیرقانونی میزنند، اما پس از آن درگیر مبارزهای پیچیده با وجدان و احساس گناه میشوند.
رودلف راسکولنیکف در جنایت و مکافات پس از ارتکاب قتل، درگیر کشمکشهای روانی شدید میشود که وجدانش را عذاب میدهد و او را به سمت پشیمانی و جستجوی رستگاری میکشاند. در بازی مرکب نیز بسیاری از شخصیتها، خصوصاً سانگ وو و گی هون، با خیانت، قتل و انتخابهای غیرانسانی روبهرو میشوند و درونیاتی پیچیده از عذاب وجدان، ترس و تردید را تجربه میکنند.
علاوه بر مبارزه روانی فرد با وجدان، هر دو اثر نقدی عمیق بر جامعه دارند؛ داستایوفسکی در رمانش از بحران اخلاقی جامعه و تباهی ارزشها سخن میگوید، جامعهای که باعث میشود فرد به نقطه جنایت برسد، و بازی مرکب هم نمادی است از یک سیستم سرمایهداری بیرحم که فقر و نابرابری را تشدید میکند و انسانها را به بازیچههایی برای بقا و سرگرمی ثروتمندان بدل میکند. در هر دو، فرد در تقابل با ساختاری بزرگتر و ستمگر قرار میگیرد که انتخابهایش را محدود و پیچیده میسازد.
همچنین، در هر دو اثر، شخصیتها روندی از سقوط و بازسازی را طی میکنند؛ آنها ابتدا در گرداب گناه یا خطا فرو میروند اما به مرور با خود مواجه میشوند، مسئولیت اعمالشان را میپذیرند یا دستکم در این مسیر قرار میگیرند. این سیر تحول روانشناختی و اخلاقی، پرسشی بنیادین درباره ماهیت انسان، قدرت تغییر، و امکان رستگاری را مطرح میکند که هم در جنایت و مکافات و هم در بازی مرکب محوریت دارد.
کتاب آلیور تویست | مفاهیم مشترک سریال اسکویید گیم و کتابهای مشهور جهان

رمان آلیور تویست نوشته چارلز دیکنز و سریال اسکویید گیم هر دو داستانهایی تلخ و تأملبرانگیز درباره کودکان و بزرگسالانی هستند که در سیستمهای اجتماعی ظالمانه و بیرحم گرفتار شدهاند. در هر دو اثر، شخصیتها به دلیل فقر، بیعدالتی و استثمار، مجبورند در شرایطی بسیار دشوار برای بقا تلاش کنند؛ اولیور، کودکی یتیم و بیسرپرست است که در یتیمخانههای ظالمانه و خیابانهای لندن قرن نوزدهم به سختی زندگی میکند، و در بازی مرکب، بزرگسالانی که بدهکار و آسیبپذیرند وارد بازیای مرگبار میشوند که توسط قدرتهای ثروتمند و بیرحم کنترل میشود.
هر دو اثر به شدت به نقد ساختارهای اجتماعی میپردازند که انسانها را به حاشیه میراند و آنها را در چرخهای از فقر و خشونت گرفتار میکند. در اولیور تویست، فساد نهادهای خیریه، دستگاه قضایی و طبقات حاکم به تصویر کشیده شده است؛ در بازی مرکب نیز، سرمایهداری افراطی و نابرابری اقتصادی باعث میشود انسانها به مهرههای بازیای تبدیل شوند که زندگیشان به قیمت جانشان تمام میشود.
همچنین، هر دو داستان به موضوع بیگناهی قربانیان و مبارزه آنها برای حفظ انسانیتشان در برابر خشونت و ظلم میپردازند. اولیور و برخی بازیکنان بازی مرکب، نماد امید، پاکی و مقاومت در برابر سیاهی شرایطی هستند که به آنها تحمیل شده است. این آثار نشان میدهند که حتی در سختترین شرایط، انسانیت و امید میتواند پابرجا بماند و فرد بتواند علیه سیستمهای سرکوبگر قد علم کند.
کتاب ۱۹۸۴ | مفاهیم مشترک سریال اسکویید گیم و کتابهای مشهور جهان

رمان ۱۹۸۴ نوشته جورج اورول شاید نزدیکترین کتابی است که با سریال اسکویید گیم قرابت مفهومی دارد. این کتاب و سریال بازی مرکب هر دو تصویر تلخ و هشداردهندهای از جامعهای تحت کنترل شدید و بیرحم ارائه میدهند که در آن آزادی فردی به شدت محدود شده و انسانها به ابزارهایی در دست ساختارهای قدرت تبدیل میشوند. در ۱۹۸۴، دولت توتالیتر با نظارت دائم، سانسور و سرکوب، هرگونه استقلال فکری و فردی را از بین میبرد و مردم را به رعیتانی بیاختیار بدل میکند.
بازی مرکب نیز نظامی را نمایش میدهد که در آن افراد فقیر و بدهکار به بازیهایی مرگبار کشیده میشوند، جایی که آنها به عنوان مهرههایی در بازی قدرت و سرگرمی قشر ثروتمند به کار گرفته میشوند و انتخابهایشان در واقع بسیار محدود و تحت کنترل است.
در هر دو اثر، مفهوم آزادی به شدت به چالش کشیده شده و انسانها در دام نابرابری، بیرحمی و کنترل قرار دارند. در عین حال، هر دو داستان به شکلی فلسفی نشان میدهند که چگونه ترس، فشارهای اجتماعی و سیستمهای سرکوبگر میتوانند اراده و هویت فرد را تضعیف کنند. همچنین، مبارزه شخصیتها برای حفظ یا بازیابی انسانیت و آزادی در مقابل ساختارهای ناعادلانه محور اصلی روایت است؛ در «۱۹۸۴» این مبارزه به شکل مقاومت در برابر دولت استبدادی و در «بازی مرکب» تلاش برای بقا و حفظ اخلاق در میان بازیای بیرحم.
به طور کلی، هر دو اثر نقدی شدید بر نظامهای قدرت بیرحم و تاثیر مخرب آنها بر روح و روان انسان دارند و هشدار میدهند که چگونه ساختارهای مستبد و سرمایهسالار میتوانند آزادی و کرامت انسانی را به بازی بگیرند و انسان را به ابزار تسلط تبدیل کنند.
کلام آخر | مفاهیم مشترک سریال اسکویید گیم و کتابهای مشهور جهان
سریال اسکویید گیم یک اثر قابل احترام و آبرومندانه است که به تازگی توانسته است به خوبی در میان سریالهای دیگر بدرخشد. این درخشش به دلیل نزدیکی این سریال به مفاهیم مهم و فلسفی کتابهای کلاسیک است که به بهترین شکل در قالب یک اثر تلوزیونی در آمده است.
این بود از بررسی مفاهیم مشترک سریال اسکویید گیم و کتابهای مشهور جهان. نظر شما همراهان همیشگی سایت گلستان کتاب درباره این سریال چیست؟ آن را با ما به اشتراک بگذارید.