نویسنده

superadmin

زمان مورد نیاز برای مطالعه

[reading_time]

اردیبهشت 20, 1404

شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر

ویلیام شکسپیر شاعر و نمایشنامه‌نویس بود که اغلب به عنوان بزرگترین نویسنده ملی انگلیس شناخته می‌شود. بسیاری او را بزرگترین نمایشنامه‌نویس تمام دوران می‌دانند. شکسپیر جایگاهی بی‌نظیر در ادبیات جهان دارد. شهرت شاعران دیگری مانند هومر و دانته و رمان‌نویسانی مانند لئو تولستوی و چارلز دیکنز، از مرزهای ملی فراتر رفته‌اند، اما شهرت هیچ نویسنده‌ای در قید حیات با شکسپیر قابل مقایسه نیست. نمایشنامه‌های او که در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم برای یک تئاتر کوچک نوشته شده بودند، اکنون در بزرگترین سالن‌ها و اپراهای کشورهای مختلف اجرا می‌شوند. در ادامه با بخش مقالات سایت گلستان کتاب همراه باشید تا آثار شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر و جملات مهم او را کند و کاو کنیم.

هملت | جملات شکسپیر

شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر

در این بخش به بررسی جملات شکسپیر در نمایشنامه هملت می‌پردازیم تا به عمق افکار و احساس او پی ببریم.

در نمایشنامه هملت که یکی از مهم‌ترین آثار شکسپیر، «پولونیوس» اینگونه نامه‌ی شاهزاده دانمارک به «اوفلیا» را می‌خواند:

شک دار کاختران آتش‌اند،

شک دار گردش خورشید را،

حقیقت را دروغ پندار،

لیک هرگز عشق مرا شک مدار

شکسپیر در اینجا شعری کوچک و دوست‌داشتنی سروده است که به سرعت صداقت و عمق احساس را منتقل می‌کند تا صحنه را پیش ببرد. هملت به اوفلیا می‌گوید که مستندات علمی را که شامل مؤلفه‌ای از باور هستند (حداقل در آن زمان) زیر سوال ببرد: اینکه آیا ستارگان آتش هستند، آیا خورشید حرکت می‌کند. هملت در نامه‌اش می‌نویسد که «در مورد حقیقت شک کن.» اما سطر آخر می‌گوید که او نباید در مورد عشق او شک کند.

در جایی دیگر از هملت، پولونیوس، آخرین توصیه‌ها را به اوفیلیا می‌کند:

نه وام گیر باش و نه وام دهنده

چه وام دادن ترک مال است و ترک دوست

و وام ستاندن خدشه‌ای بر اقتصاد

و برتر از همه، با خویش راستگو باش

و پیگیر آن را، چون شب به پشت روز،

که بدین‌سان به هیچکس دروغ نخواهی گفت

این توصیه که «با خود صادق باشید» را پولونیوس ریاکار و متکبر بیان می‌کند. این هنر شکسپیر است که می‌تواند سخنرانی‌ای ارائه دهد که چهارصد سال به عنوان حسن رفتار انسان نقل شده است و در عین حال این جملات را شخصیتی در نمایشنامه توصیف می‌کند که از شخصیتی می‌آید که تهی، بدنام و ریاکار است.

گذشته از محتوای متن، چیزی که این سخنان را بسیار جالب می‌کند این واقعیت است که آنها از پولونیوس می‌آیند. در وهله اول، پولونیوس کسل‌کننده است و احتمالاً تمام این توصیه‌های فوق‌العاده حتی توسط فرزندانش شنیده نمی‌شوند، زیرا آنها می‌دانند که او در مورد همه چیز اغراق می‌کند.

شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر

در صحنه‌پردازی هملت، سایر بازیگران روی صحنه پسر پولونیوس، لائرتس و دخترش، اوفلیا، اغلب پشت سر او می‌ایستند و هنگام بیان کلمات، حرکات تمسخرآمیز انجام می‌دهند.

اوج شکوه دیالوگ‌نویسی شکسپیر بر می‌گردد به پرده سوم از صحنه سوم، جایی که «شاه کلودیوس» می‌گوید:

کلامم به آسمان می‌رود، اما اکارم پایین می‌مانند

کلام بی فکر به نزد خدا کی تواند رسد؟

منظور کلودیوس این است که اگر او فقط کلمات را بر زبان آورد و باوری پشت آنها نداشته باشد، خداوند ​​او را نخواهد بخشید. وقتی بدون احساس واقعی با خدا صحبت می‌کنیم، کلمات ما به او نمی‌رسند.

سوال اینجاست که اگر برعکس باشد چه؟ اگر از ته قلب خود به درگاه خدا بیاییم بدون اینکه بدانیم هنگام دعا از چه کلماتی استفاده کنیم، آیا خدا ما را اجابت می‌کند؟

رومئو و ژولیت | نقل قول‌ های مشهور شکسپیر

شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر

نمایشنامه «رومئو و ژولیت» شناخته شده‌ترین اثر این نمایشنامه‌نویس انگلیسی است. داستان و به خصوص پایان‌بندی این نمایش، الهام‌بخش بسیاری از آثار هنری و ادبی بعد خود بوده است.

در پرده دوم، صحنه ششم، «راهب لارنس» در صحبتی به «رومئو» می‌گوید:

این خوشی‌های زیاد، پایان سختی دارند

و در لحظه پیروزی می‌میرند، مانند آش و باروت

که چون بوسه زنند، منفجر شوند

شیرین‌ترین عسل چه بسا برای دلپذیری بسیارش نفرت‌بار شود

راهب به رومئو توصیه می‌کند که «ژولیت» را رها کند زیرا  باور داشت احساسات شدید و عشق و علاقه بسیار در ابتدا لذت است اما اغلب به فاجعه ختم می‌شود. راهب در ادامه به او هشدار می‌دهد که حتی طعم عسل هم می‌تواند بیمارگونه شود، دقیقاً به این دلیل که بسیار شیرین است، به طوری که در نهایت شما آن را از دست می‌دهید. پس در عشق پس آرام باشید و عجله نکنید، اگر خیلی تنید پیش بروید، احتمال خوردن زمین و سرنگونی برای شما بسیار است.

همه چیز در این نمایشنامه به این دو چیز مفهومی که راهب اشاره کرده است ختم می‌شود؛ خوشی‌های بسیار و پایان سخت. نمایشنامه رومئو و ژولیت در این عنوان خلاصه می‌شود که یک جفت عاشق بدشانس که در جاذبه‌ی عشقی مقاومت‌ناپذیری گرفتار شده‌اند و به سمت یک پایانی سخت می‌شتابند.

یکی دیگر از مشهورترین دیالوگ‌های این نمایشنامه بر می‌گردد به آخرین سخنان رومئو که بالای سر ژولیت می‌خواند:

در اینجا آرامگاه جاودانیم را بنیاد می‌کنم

و یوغ نامیمون اختران را از این تن خسته از جهان می‌گسلم

چشمان، آخرین نگاه‌تان را برگیرید

ای بازوان، واپسین آغوش خود را بگیرید

و لب‌ها، ای دریچه‌های دم و بازدم، با بوسه‌ای راستین

مهر تایید زنید بر قرارداد بی‌تاریخی به سود مرگ

این یکی از نقل قول های مشهور شکسپیر است که نمونه‌ای از نفرت رومئو نسبت به جهان هستی و نحوه برخورد آن با او است. او می‌گوید: «قراردادی بی‌تاریخ به سود مرگ» این جمله نشان می‌دهد که رومئو با مرگ به توافق رسیده است و نمی‌تواند بدون ژولیت محبوبش به زندگی ادامه دهد. رومئو و ژولیت به جهان هستی و سرنوشتشان اعتماد نکردند. همین امر باعث فاجعه و حادثه ناگوار برای رومئو و ژولیت شد.

شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر

در سراسر این نقل قول، بدبختی و محرومیت موج می‌زند. رومئو، ژولیت را از دست داده است و دیگر هرگز او را قرار نیست برگردد. زمان در این صحنه دخیل است زیرا اگر بیشتر صبر می‌کرد، شانس بودن با او را داشت، اما رومئو عجله کرد و تنها سریع‌ترین راه را جستجو کرد و آن «مردن» در کنار ژولیت بود.

فقدان، مضمون کلیدی در سراسر داستان رومئو و ژولیت است. یک داستان عاشقانه بی‌نقص همیشه به جایی ختم نمی‌شود که سیندرلا شاهزاده‌اش را پیدا می‌کند. حقیقت پشت هر داستان عاشقانه، یافتن کمال در طرف مقابل نیست، بلکه تمایل به عملی کردن چیزهایی است که کامل نیستند.

ریچارد سوم | آثار شکسپیر

شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر

نمایشنامه ریچارد سوم شکسپیر، اگرچه ساختار نسبتاً ساده‌ای دارد، اما سرشار از بینش‌های فلسفی است. این نمایشنامه چگونگی به قدرت رسیدن یک فرد مستبد را نشان می‌دهد.

«افلاطون» در کتاب جمهوری خود روایتی شگفت‌انگیز از استبداد سیاسی و روانی ارائه می‌دهد که بسیاری از ایده‌های موجود در نمایشنامه شکسپیر از این کتاب الهام گرفته شده است.

به این توصیف قابل توجه افلاطون از صعود مستبد به بالاترین جایگاه قدرت سیاسی توجه کنید:

«در روزهای اولیه، او [مستبد آینده] با هر کسی که ملاقات می‌کند لبخند می‌زند و سلام می‌کند. هرگونه قدرت مطلق را انکار می‌کند، به دوستان و عموم مردم وعده‌های بزرگی می‌دهد، به کمک به بدهکاران و توزیع زمین بین مردم و حامیانش می‌پردازد و نسبت به همه رفتاری ملایم و مهربانانه دارد.»

در ادامه آمده است که: «اما به محض اینکه با کنار آمدن با برخی و نابودی برخی دیگر، خود را از دشمنان تبعیدی‌اش رها کرد، شروع به دامن زدن به جنگ‌های پی در پی می‌کند تا مردم احساس نیاز به یک رهبر کنند و همچنین با مالیات آنقدر فقیر شوند که مجبور شوند به جای توطئه علیه او، به چیزی جز به دست آوردن نان روزانه خود فکر نکنند.»

 «علاوه بر این، اگر به برخی مشکوک شود که افکار آزادی را در سر می‌پرورانند و تسلیم حکومت او نمی‌شوند، بهانه‌ای برای قرار دادن آنها در معرض ترحم دشمن و در نتیجه خلاص شدن از شر آنها پیدا خواهد کرد. به همه این دلایل، یک مستبد باید دائماً در حال تحریک جنگ باشد.»

«همچنین، افراد جسورتر در میان کسانی که به او در رسیدن به قدرت کمک کرده‌اند و اکنون مناصب نفوذی دارند، با بیان نظرات خود به او و در میان خودشان و انتقاد از سیاست او شروع خواهند کرد. اگر قرار است مستبد حکومت خود را حفظ کند، باید به تدریج این ناراضیان را از بین ببرد، تا زمانی که دیگر هیچ دوست یا دشمنی که به حساب بیاید، برایش باقی نماند.»

شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر

از بین آثار شکسپیر، نمایشنامه ریچارد سوم الگویی از استبداد را به ما نشان می‌دهد که می‌تواند در مورد همه استبدادهای دیگر نیز به کار رود. مکانیسم‌های همه استبدادها مشترکات خاصی دارند و حتی شباهت‌های نزدیک‌تری بین استبدادهایی وجود دارد که در آنها ظالم شرور یا اساساً شرور است. شکسپیر با معرفی مکانیسم استبداد در ریچارد سوم، بینشی از دیدگاه خود در مورد مکانیسم همه استبدادها به ما ارائه می‌دهد. استبداد در آثار شکسپیر انتزاعی‌ترین شکل حکومت است. به دلیل مکانیسم‌های انتزاعی استبدادها نقش ریچارد سوم به خوبی با هیتلر و استالین مطابقت داشت. برای داشتن یک تطابق کامل، نیازی به مدرن کردن داستان نیست.

توجه داشته باشید که در نمایشنامه ریچارد سوم، تمایز فلسفی بین ذات و ظاهر به طرق مختلف به نمایش گذاشته شده است. زمانی که ریچارد سوم، قبل از اینکه برادرزاده جوانش را به قتل برساند، به او گفت:

ای شاهزاده عزیز

فضیلت بی‌آلایش تو هنوز در نیرنگ دنیا فرو نرفته است

از نمایش بیرونی یک مرد به ندرت یا هرگز

می‌توانی به جوهر اصلی او پی ببری

این یکی از معروف‌ترین جملات شکسپیر است که نشان می‌دهد، ریچارد معتقد است که درون به ندرت به بیرون تبدیل می‌شود. چهره، چیزی که ما معمولاً یک فرد را با آن قضاوت می‌کنیم، اغلب یک نقاب است.

کلام آخر| شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر

شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر

ویلیام شکسپیر تأثیری ماندگار بر دنیای ادبیات گذاشت و با بینش‌های عمیق خود در مورد وضعیت انسان، الهام‌بخش بسیاری از نویسندگان است. فلسفه زندگی او که ریشه در شور و اشتیاق، ابراز وجود و پذیرش پیچیدگی‌های تجربه انسانی دارد، راهنمایی ارزشمندی برای پیمایش فراز و نشیب‌های هستی ارائه می‌دهد. تجربیاتی که در مورد عشق و مرگ به روی صحنه می‌آورد قلب هر مخاطبی را به درد می‌آورد. چه در رومئو و ژولیت و چه در ریچارد سوم که یک اثر مفهومی درباره چگونگی به قدرت رسیدن یک دیکتاتور است، برای اهالی ادب به عنوان شاهکار تلقی می‌شود.

این بود از مقاله آثار شکسپیر. نظر شما درباره شکسپیر، جادوگر ادبیات و صحنه تئاتر چیست؟ شما همراهان همیشگی گلستان کتاب الغدیر کدام یک از آثار شکسپیر را پسندیدید؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

نظرات کاربران