نویسنده

superadmin

زمان مورد نیاز برای مطالعه

[reading_time]

اردیبهشت 27, 1404

فلسفه نیچه

فردریش ویلهلم نیچه، فیلسوف آلمانی قرن نونزدهم بود که نوشته‌های او منعکس‌کننده ایده‌هایی در باب اخلاق، دین و علم است. آثار او بر اساس ایده‌های خیر و شر و پایان دین در دنیای مدرن شکل گرفته است و فلسفه او عمدتاً به عنوان «اگزیستانسیالیسم» شناخته می‌شود، فلسفه‌ای مشهور در قرن بیستم که بر وضعیت وجودی انسان تمرکز دارد. نیچه در آثارش، اساس خیر و شر را زیر سوال برد. او معتقد بود که بهشت ​​مکانی غیرواقعی یا «جهان ایده‌ها» است.

او استدلال می‌کرد که توسعه علم و ظهور جهانی سکولار منجر به مرگ مسیحیت می‌شود. این فیلسوف آلمانی به خاطر انتقادات بی‌چون و چرا از اخلاق، دین سنتی اروپایی، همچنین ایده‌های فلسفی مرسوم، تقوای اجتماعی و سیاسی مرتبط با مدرنیته مشهور است. در ادامه به بررسی فلسفه نیچه در بخش مقالات سایت گلستان کتاب الغدیر می‌پردازیم و بهترین آثار نیچه را با هم مرور می‌کنیم.

فلسفه نیچه | دست به شمشیر در مقابل خدا

فلسفه نیچه

نیچه منتقد سرسخت تعهدات اخلاقی سنتی اروپایی بود. او به طور گسترده مبانی مسیحیت را به چالش کشید و آن‌ها را از زیر تیغ انتقاد گذراند. هدف او زیر سوال بردن ایمان مذهبی یا نظریه اخلاقی فلسفی نبود بلکه تضعیف بسیاری از جنبه‌های اصلی آگاهی اخلاقی عادی بود که تصور زندگی بدون آن‌ها دشوار است. به عنوان مثال، احساس گناه از نظر نیچه به خاطر انجام یک گناه یا خطا، تنها فشاری است که دین بر روی دوش انسان مدرن گذاشته است.

روشنفکران زمان نیچه، باور داشتند که نقدهای او بر اخلاق و مسیحیت از یک سنت فکری و مذهبی دیگری الهام گرفته است. در پی این موضوع نیچه جمله معروف، پرخاشگرانه و متناقض خود را مطرح می‌کند: «خدا مرده است.»

این جمله به معنی این نیست که خداناباوران و آتئیست‌ها در مسیر درست قرار دارند بلکه این گزاره خبری بدین معنا است که :«باور به خدا، باورکردنی نیست.» نیچه باور داشت: «هر آنچه که بر این ایمان بنا شده، توسط آن پشتیبانی شده و در آن رشد کرده است، از جمله کل اخلاق اروپایی ما، محکوم به فروپاشی است.»

مذهب دیگر به عنوان چارچوبی که تعهدات اخلاقی را پایه گذاری می‌کند، پشتیبانی مردم و وفاداری فرهنگی در سطح جامعه را دیگر ندارد و بنابراین، پایه مشترکی برای زندگی جمعی که قرار بود تغییرناپذیر و آسیب‌ناپذیر باشد، نه تنها از آنچه تصور می‌کردیم ناپایدارتر است، بلکه به طرز غیرقابل درکی فانی و در واقع، از قبل از دست رفته شده است.

فلسفه فردریش نیچه | فیلسوف دردمند

فلسفه نیچه

نیچه معمولاً به عنوان یک پوچ‌گرای افسرده، مردی که به هیچ چیز اعتقاد نداشت و مدافع جنایات فاشیسم تصور می‌شود. احتمالاً انسان‌های زیادی وجود ندارند که به اندازه نیچه دلیل برای احساس رنجش و بدبختی داشته باشند: او در کودکی بیمارگونه بزرگ شد، مستعد سردردهای شدید بود که اغلب او را به معنای واقعی کلمه از درد نابینا می‌کرد. سپس، در طول دوران کوتاه خدمتش در سواره نظام، چندین عضله در پهلوهایش پاره شد و در حالی که به عنوان بهیار در جنگ فرانسه و پروس خدمت می‌کرد، به تعدادی بیماری مبتلا شد. این حوادث تا آخر عمر بر سلامت او تأثیر گذاشت و او را ساعت‌ها یا روزها در رختخواب بستری و دردمند کرد.

تسلیم شدن در برابر بدبختی و تلخی در چنین شرایطی غیرمنطقی نبود، اما در روزهایی که نیچه حالش به اندازه کافی خوب بود تا بنویسد، با شور و نشاط تازه از اتاقش بیرون می‌آمد و در زیبایی‌های روستا قدم‌های طولانی می‌زد و سپس به خانه برمی‌گشت تا فلسفه‌ای نه از بدبختی، بلکه از شادی خلق کند.

برخلاف شهرتش، نیچه نیهیلیسم را کاملاً رد می‌کرد. او فکر می‌کرد اگر دنیا به زندگی شما معنای روشنی نمی‌دهد، این به خودتان بستگی دارد که بیرون بروید و معنایی پیدا کنید نه اینکه در آن غرق شوید و ناله کنید.

اماچرا ما تفسیر اشتباهی از کتاب های نیچه داریم؟ ما مشاهدات این فیلسوف در مورد ماهیت جهان را با پیشنهادهایی برای چگونگی جهان اشتباه گرفته‌ایم. مطالعه آثار او مثل خواندن کتابی در مورد بررسی صحنه جرم است و چون اذعان می‌کند که قتل وجود دارد و روش‌های انجام آن را شرح می‌دهد، فرض می‌کنیم که این کتاب دستورالعملی برای قاتلان است، در حالی که در واقع برعکس است: دستورالعملی برای نحوه مبارزه با آنها و متوقف کردن ایشان است.

بهترین آثار نیچه | خیر و شر

فلسفه نیچه

از نظر نیچه جهان می‌تواند مکانی بی‌رحم باشد، مکانی که در آن مردم نه با خردمندی و احترام، بلکه با تسلط و سوءاستفاده از دیگران به قدرت می‌رسند. ما به عنوان انسان چه باید کنیم؟ از نظر نیچه، یکی از کارهای ضروری که باید برای رهایی خود از این سلطه بر جسم و ذهن انجام دهیم، این است که تشخیص دهیم «خیر» و «شر» فقط کلماتی هستند که توسط قدرتمندان برای توجیه هر کاری که ممکن است انجام دهند استفاده شده‌اند.

«جنگ‌های عادلانه» آنها علیه «دشمن شرور»، در حالی که آن دشمن همواره همان داستان را برعکس موعظه می‌کند و خود را قهرمان جلوه می‌دهد، در حالی که در واقع هر دو طرف با طمع و میل به قدرت انگیزه می‌گیرند.

گفتن اینکه کسی «شرور» است به این معنی است که آنها هیچ انگیزه منطقی برای کاری که انجام می‌دهند ندارند. دولت به ما می‌گوید که ما نباید سعی کنیم آنها را درک کنیم، بلکه باید بدون فکر کردن به چرایی آن، با آنها مخالفت کنیم. این ابزاری قدرتمند برای انکار واقعیت است، و بنابراین، به عنوان یک انسان، اگر از پذیرش تعاریف خیر یا شر که توسط صاحبان قدرت ارائه می‌شود، خودداری کنیم، اولین قدم را برای رهایی خود از استبداد ذهنی برداشته‌ایم.

منظور نیچه از «ابرمرد» همین بود: اینکه انسان آینده، اگر قرار است آزاد باشد، نمی‌تواند به کسی اجازه دهد زندگی‌اش را برایش تعریف کند، نمی‌تواند مرجعیت را بدیهی بداند، بلکه باید هم جهان بیرون و هم جهان درون را زیر سوال ببرد تا خودش کشف کند چه چیزی مهم و چه چیزی حقیقی است.

«اراده معطوف به قدرت» جمله معروف او است که در رابطه با تصمیم شخصی برای بیرون کشیدن کنترل زندگی‌ از دست کسانی است که می‌خواهند بر شما تسلط پیدا کنند. او باور داشت آزاد بودن به معنای فیلسوف بودن است.

فلسفه فردریش نیچه | به پرتگاه خیره نشو

فلسفه نیچه

«و آن کس که با هیولاها می‌جنگد، باید مراقب باشد که خود بدل به هیولا نشود. اگر مدتی طولانی به پرتگاه خیره شوی، پرتگاه نیز به تو چشم می‌دوزد.»

نیچه پیامدهای خطرناک مبارزه اخلاقی و روانی را بررسی می‌کند. او هشدار می‌دهد که در عمل مخالفت با شر، فرد در معرض خطر درونی کردن ویژگی‌های مخرب آن و تبدیل شدن به چیزی است که با آن می‌جنگد. همزمان، تأمل طولانی مدت در مورد «پرتگاه»، (نمادی از هرج و مرج، ناامیدی یا حقایق نگران‌کننده) می‌تواند بر شخصیت خود ناظر تأثیر بگذارد و آن را تغییر دهد.

مقاومت در برابر شر، ممکن است فرد ویژگی‌های آن  ظلم، تعصب یا کوری اخلاقی را اتخاذ کند و در نتیجه مرز بین قهرمان و شرور را محو کند. نیچه پرتگاه را به عنوان استعاره‌ای برای هرج و مرج عمیق، ناامیدی یا حقایق نگران‌کننده به کار می‌برد؛ غوطه‌وری طولانی مدت می‌تواند روان فرد را تغییر شکل دهد، پوچ‌گرایی را القا کند یا انرژی‌های حیاتی را از بین ببرد.

ترجمه‌های اولیه به اشتباه دلالت بر این داشتند که نباید به هیچ وجه با شر روبرو شد، اما نیچه صرفاً هوشیاری را برای حفظ قطب‌نمای اخلاقی خود در حین مبارزه با نیروهای هیولایی ترغیب می‌کند.

کتاب های نیچه | نیچه زنده است

فلسفه نیچه

نیچه زمانی نوشت که برخی از انسان‌ها پس از مرگ متولد می‌شوند و این قطعاً در مورد او صادق است. تاریخ فلسفه، الهیات و روانشناسی از اوایل قرن بیستم بدون او نامفهوم است.

برای مثال، فیلسوفان آلمانی ماکس شلر، کارل یاسپرس و مارتین هایدگر، و همچنین فیلسوفان فرانسوی آلبر کامو، ژاک دریدا و میشل فوکو، مدیون او هستند. مارتین بوبر، بزرگترین متفکر یهودیت قرن بیستم، نیچه را در میان سه تأثیرگذار مهم در زندگی خود شمرد و بخش اول زرتشت را به لهستانی ترجمه کرد. روانشناسان آلفرد آدلر و کارل یونگ عمیقاً تحت تأثیر او قرار گرفتند، همانطور که زیگموند فروید نیز در مورد نیچه گفت که او درک عمیق‌تری از خود نسبت به هر انسانی که تا به حال زیسته و خواهد زیست، دارد.

تأثیر زیاد نیچه نه تنها به دلیل اصالت او، بلکه به این دلیل است که او یکی از درخشان‌ترین نویسندگان نثر آلمانی زبان بود.

کمتر فیلسوفی به اندازه فریدریش نیچه مورد مطالعه قرار گرفته است. بسیاری نیچه را متفکری درخشان اما تا حدودی دمدمی مزاج می‌دانند. با این حالی نیچه فلسفه‌ای نظام‌مند و منسجم ارائه داده است که بسیاری از پرسش‌هایی را که فلسفه معاصر را تعریف می‌کنند، پیش‌بینی می‌کند.

کتاب های نیچه | کلام آخر

نیچه بزرگترین بت‌شکن فلسفه بود. فیلسوفی غیرمعمول است زیرا به ما نمی‌گوید چه فکر کنیم. چیزی به نام نیچه‌گرایی وجود ندارد. نیچه این موضوع را در یکی از جملات قصار خود خلاصه می‌کند: «شما با شاگردی صرف، حق معلم را به بدی ادا می‌کنید.» به عبارت دیگر، مرا بخوانید اما بیشتر فکر کنید. در فلسفه نیچه و خود او صحبت کردیم و به نظرم کلام آخر مطمئناً باید متعلق به خود این مرد باشد.

او نوشته است: «من از فکر اینکه چه افراد بی‌صلاحیت و نامناسبی ممکن است روزی از من سوءاستفاده کنند، می‌ترسم. با این حال، این عذاب هر معلمی است… هر معلمی می‌داند که با توجه به شرایط و حوادث، می‌تواند به یک فاجعه و همچنین یک نعمت برای بشریت تبدیل شود.»

این بود مقاله بررسی فلسفه فردریش نیچه. نظر شما همراهان همیشگی سایت گلستان کتاب الغدیر درباره فلسفه نیچه چیست؟ شما عزیزان می‌توانید بهترین آثار نیچه را از سایت ما سفارش دهید.

نظرات کاربران