نویسنده

superadmin

زمان مورد نیاز برای مطالعه

[reading_time]

تیر 31, 1404

بررسی کتاب سالار مگس‌ها

باید بگویم که کتاب ارباب مگس‌ها یک کتاب معمولی نیست. داستان کتاب درمورد یک جزیره متروکه است که ناگهان توسط گروهی از پسربچه‌های مدرسه‌ای بی‌پروا اشغال شده است. از سایمونِ پیشگو و رالفِ پرهیزکار گرفته تا پیگیِ دوست‌داشتنی و جکِ بی‌رحم، هر یک از پسرها تلاش می‌کنند تا با آشکار شدن واقعیت و وحشیگریِ بی‌رحمانه‌ی اطرافیانشان، کنترل اوضاع جزیره را به دست بگیرند. با بررسی کتاب سالار مگس‌ها همراه بخش مقالات سایت گلستان کتاب باشید.

داستانی بدیع و جذاب | بررسی کتاب سالار مگس‌ها

بررسی کتاب سالار مگس‌ها

در بحبوحه یک جنگ شدید، هواپیمایی که گروهی از پسران مدرسه‌ای را از بریتانیا خارج می‌کرد، بر فراز یک جزیره گرمسیری متروکه سقوط می‌کند. دو نفر از پسران، رالف و پیگی، یک صدف حلزونی را در ساحل کشف می‌کنند و پیگی متوجه می‌شود که می‌توان از آن به عنوان بوق برای احضار پسران دیگر استفاده کرد.

پس از جمع شدن، پسران شروع به انتخاب یک رهبر و یافتن راهی برای نجات خود می‌کنند. آنها رالف را به عنوان رهبر خود انتخاب می‌کنند و رالف پسر دیگری به نام جک را به عنوان مسئول پسرانی که برای کل گروه غذا شکار می‌کنند، منصوب می‌کند.

رالف، جک و پسر دیگری به نام سایمون، برای کاوش در جزیره عازم سفری اکتشافی می‌شوند. وقتی برمی‌گردند، رالف اعلام می‌کند که باید برای جلب توجه کشتی‌های عبوری، آتشی روشن کنند. پسران با متمرکز کردن نور خورشید از طریق لنزهای عینک پیگی، موفق می‌شوند مقداری چوب خشک را آتش بزنند. با این حال، پسران بیشتر به بازی کردن توجه می‌کنند تا نظارت بر آتش، و شعله‌های آتش به سرعت جنگل را فرا می‌گیرند. یک نوار بزرگ از چوب‌های خشک از کنترل خارج می‌شود و یکی از کوچکترین پسران گروه ناپدید می‌شود، احتمالاً در اثر سوختگی جان خود را از دست داده است.

در ابتدا، پسرها از زندگی خود بدون بزرگسالان لذت می‌برند و بیشتر وقت خود را صرف آب‌بازی در آب و بازی می‌کنند. با این حال، رالف شکایت می‌کند که آنها باید آتش سیگنال را روشن نگه دارند و برای سرپناه کلبه بسازند. شکارچیان در تلاش خود برای گرفتن یک خوک وحشی شکست می‌خورند، اما رهبر آنها، جک، به طور فزاینده‌ای مشغول عمل شکار می‌شود.

فلسفه کتاب سالار مگس‌ها | معرفی کتاب سالار مگس‌ها

بررسی کتاب سالار مگس‌ها

کتاب سالار مگس‌ها را می‌توان با فلسفه‌های زیگموند فروید و توماس هابز در مورد طبیعت انسان توضیح داد. زمانی که توماس هابز می‌گوید: «این خرد نیست، بلکه اقتدار است که قانون را می‌سازد.» این نقل قول و طرز تفکر او به طور قابل توجهی به کتاب سالار مگس‌ها نوشته ویلیام گلدینگ مربوط می‌شود. وقتی پسرها در جزیره گیر می‌افتند، سرنوشت آنها توسط طبیعت انسانی‌شان تعیین می‌شود.

وقتی این را به کتاب سالار مگس‌ها ربط می‌دهیم، پیگی و رالف به خرد در این نقل قول شباهت دارند، و اینکه وقتی سعی کردند به مردم دستور دهند، کارساز نبود، اما وقتی جک در اوایل، مانند اقتداری که همه در نهایت تحت حکومت او بودند، بی‌رحمی خود را نشان می‌دهد.

توماس هابز در کتابش، لویاتان، درباره وحشتی می‌نویسد که بشر در صورت نبود حکومت برای حفظ قانون و نظم با آن مواجه خواهد شد. او این را وضعیت طبیعی (نحوه طبیعی زندگی) می‌نامد. ویلیام گلدینگ در کتاب «سالار مگس‌ها»، درباره انتخاب‌ها و وحشتی می‌نویسد که گروهی از پسران وقتی هیچ بزرگسال یا نظمی وجود نداشت، با آن مواجه شدند.

گیر افتادن در یک جزیره متروک باعث شد که آنها نجابت خود را رها کنند و این باعث شد که آنها به روشی که به طور طبیعی احساس می‌کردند مانند هابز رفتار کنند، یعنی «وضعیت طبیعی». در کتاب، به همین دلیل است که جک به رالف حمله می‌کند. جک وارد وضعیت طبیعی خود شده است، به همین دلیل او و دیگر بچه‌ها شکارچی می‌شوند و پیگی و سایمون را می‌کشند و سپس سعی می‌کنند شکار کنند.

نظریه رهبری موقعیتی پیشنهاد می‌کند که رهبران بر اساس متغیرهای موقعیتی، بهترین مسیر عمل را انتخاب می‌کنند. سبک‌های مختلف رهبری ممکن است برای انواع خاصی از تصمیم‌گیری مناسب‌تر باشند: به عنوان مثال، در موقعیتی که رهبر آگاه‌ترین و باتجربه‌ترین عضو یک گروه است، سبک اقتدارگرا ممکن است مناسب‌ترین باشد، در موارد دیگر که اعضای گروه متخصصان ماهری هستند، سبک دموکراتیک مؤثرتر خواهد بود. زیربنای اساسی نظریه رهبری موقعیتی این است که هیچ سبک «بهترین» رهبری واحدی وجود ندارد.

رهبری مؤثر، وظیفه‌محور است و موفق‌ترین رهبران، کسانی هستند که سبک رهبری خود را با بلوغ فرد یا گروهی که سعی در رهبری یا تأثیرگذاری بر آنها دارند، تطبیق می‌دهند. رهبری مؤثر نه تنها با فرد یا گروهی که تحت تأثیر قرار می‌گیرد، بلکه با وظیفه، شغل یا عملکردی که باید انجام شود نیز متفاوت است.

وجود بشر بر روی زمین به عوامل مختلفی متکی است: نیازهای اساسی انسان برای زنده ماندن، غذا، آب و سرپناه است، اما اینها فقط نیازهای جسمی انسان هستند. انسان‌ها همچنین نیازهای اجتماعی و روانی دارند که برای همزیستی مسالمت‌آمیز با خود، طبیعت و محیط زیست، به وجود قانون نیاز دارند. تنها راهی که می‌توان قانون و نظم را در جامعه بشری محقق کرد، توسط یک مرجع بالاتر یا نوعی حکومت یا رهبر است. ویلیام گلدینگ سعی می‌کند از طریق شخصیت‌های مختلفی که در رمان “سالار مگس‌ها” خلق می‌کند، به برخی از این جنبه‌های تمدن ما بپردازد.

وقتی کسی اعمال رالف را مشاهده می‌کند، آشکار می‌شود که او نه تنها یک رهبر وظیفه‌گرا، بلکه یک رهبر دموکراتیک نیز هست، که این امر از این واقعیت ناشی می‌شود که او یک سفر اکتشافی را در جنگل رهبری می‌کند تا بفهمد آیا جزیره متروکه است یا خیر.

رالف همچنین می‌خواهد پناهگاه‌هایی ساخته شود که بتوانند در آن بخوابند، شاخه‌هایی برای آتش نشانی جمع‌آوری شود و مکانی خاص در آن سوی استخر به عنوان دستشویی استفاده شود.

علاوه بر این، او قوانینی را وضع می‌کند وقتی به پسران می‌گوید که باید مانند مدرسه «دست‌هایشان را بالا ببرند» و اینکه فقط کسی که صدف حلزونی را در دست دارد اجازه صحبت دارد. علاوه بر این، صدف حلزونی باعث می‌شود پسران احساس کنند که در آن مشارکت دارند. وقتی آن را در دست دارند، فرصتی برای بیان افکار خود پیدا می‌کنند و دیگران باید گوش دهند. این یک ویژگی مهم برای یک رهبر دموکراتیک است که به دنبال محیطی از برابری باشد.

بدون شک، رالف همچنین یک رهبر رابطه‌گرا است. او وقتی سعی می‌کند با گفتن اینکه هیچ هیولایی برای ترسیدن وجود ندارد، «بچه‌ها» را آرام کند، دلسوز و مهربان است. او به نظرات دیگر پسرها علاقه دارد و قبل از تصمیم‌گیری به آنها و حرف‌هایشان گوش می‌دهد. نزدیک‌ترین پیرو او، پیگی، در مورد آنچه باید انجام شود و نحوه انجام آن بسیار فکر می‌کند و رالف ایده‌های پیگی را در مجامع مطرح می‌کند.

به طور خلاصه، همه اینها نمونه‌هایی هستند که این واقعیت را تأیید می‌کنند که رالف یک شخصیت رهبری پیچیده است. او می‌خواهد یک رهبر دلسوز و برابری‌طلب باشد که از مسئولیت‌هایش فرار نمی‌کند، اما او فقط دوازده سال دارد و نه تجربه لازم برای این کار را دارد و نه از حمایت سایر پسران برخوردار است.

آیا انسان ذاتاً خوب است؟ |‌بررسی کتاب سالار مگس‌ها

بررسی کتاب سالار مگس‌ها

این سوال که آیا انسان ذاتاً خوب است یا بد، از ابتدای خلقت انسان، در میان ادیان، فیلسوفان و بسیاری از متفکران بزرگ مورد بحث بوده است. از یک سو، کسانی هستند که معتقدند ما به عنوان انسان، موجوداتی طبیعتاً اخلاقی هستیم و این جامعه است که ما را شرور می‌کند. با این حال، دیگران استدلال می‌کنند که جامعه نه تنها خوب است، بلکه برای کنترل تمایلات غیرانسانی و حیوانی ما نیز ضروری است. یکی از مشهورترین معتقدان به این نظریه، فیلسوف انگلیسی، توماس هابز است.

در رمان سالار مگس‌ها که در سال ۱۹۵۴ منتشر شد، ایده او گسترش یافته است. گروهی از پسران بریتانیایی سرگردان در یک جزیره خالی از سکنه، تلاش می‌کنند خود را اداره کنند که نتایج فاجعه‌باری به بار می‌آورد. این مقاله بررسی می‌کند که چگونه نظریه توماس هابز در مورد طبیعت انسان به صورت موضوعی ارائه شده و در سراسر سالار مگس‌ها اثر نویسنده ویلیام گلدینگ اثبات شده است.

به نظر می‌رسد گلدینگ از طریق بررسی سالار مگس‌ها، این دیدگاه را به اشتراک می‌گذارد. وقتی پسرها در محیطی فاقد اقتدار رها می‌شوند، سعی می‌کنند از قانون اساسی طبیعت پیروی کنند و رالف را به عنوان رهبر خود انتخاب می‌کنند و برای مدتی از قوانین او پیروی می‌کنند. با این حال، وقتی پسر دیگری همان موقعیت را می‌خواست، رقابت بالا گرفت و مشخص شد که رالف قدرت کمتری دارد و توسط گروه مورد بی‌احترامی قرار می‌گیرد.

جک قدرت خود را در تغذیه ترس‌های پسران دیگر و استفاده از تکنیک‌های خشونت‌آمیز و حیوانی یافت، که ثابت شد همان چیزی است که آنها واقعاً می‌خواستند. همانطور که هابز پیش‌بینی می‌کرد در چنین شرایطی جنگ بین این دو آغاز شد و اخلاق تنها زمانی احیا شد که یک چهره قدرتمند و مقتدر سرانجام به جزیره رسید. با درک نظریه توماس هابز و تحلیل بیشتر سالار مگس‌ها، واضح است که نظریه هابزی طبیعت انسان به صورت موضوعی اعمال می‌شود و بنابراین در سراسر کتاب گلدینگ اثبات می‌شود.

کلام آخر | بررسی کتاب سالار مگس‌ها

بررسی کتاب سالار مگس‌ها

«سالار مگس‌ها» جنبه تاریک طبیعت انسان را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که بدون ساختارهای اجتماعی، انسان‌ها مستعد وحشیگری و غرایز اولیه هستند. این رمان به تضاد بین تمدن و وحشیگری، نظم و هرج و مرج و پتانسیل شر در درون افراد می‌پردازد. گلدینگ از طریق سقوط گروهی از دانش‌آموزان بریتانیایی سرگردان به ورطه بربریت، ایده خوبی ذاتی انسان را نقد می‌کند و شکنندگی تمدن را برجسته می‌سازد.

این بود از بررسی کتاب سالار مگس‌ها. نظر شما همراهان همیشگی سایت گلستان کتاب درباره این کتاب چیست؟ آن را با ما به اشتراک بگذارید.

نظرات کاربران