superadmin
زمان مورد نیاز برای مطالعه
تیر 17, 1404
بهترین آثار داستایوفسکی
فئودور داستایوفسکی رماننویس و نویسنده داستان کوتاه روسی است که نفوذ روانشناختیاش به تاریکترین زوایای قلب انسان، همراه با لحظات بینظیر روشنبینیاش، تأثیر عظیمی بر داستاننویسی قرن بیستم گذاشته است. داستایوفسکی معمولاً به عنوان یکی از بهترین رماننویسانی که تا به حال زیسته است، شناخته میشود. مدرنیسم ادبی، اگزیستانسیالیسم و مکاتب مختلف روانشناسی، الهیات و نقد ادبی عمیقاً تحت تأثیر ایدههای او شکل گرفتهاند. آثار او اغلب پیشگویانه خوانده میشوند زیرا او به طور دقیق پیشبینی کرده بود که انقلابیون روسیه در صورت به قدرت رسیدن چگونه رفتار خواهند کرد. در این مقاله به بررسی بهترین آثار داستایوفسکی در بخش مقالات سایت گلستان کتاب میپردازیم.
فهرست مطلب بهترین آثار داستایوفسکی
کتاب یادداشتهای زیرزمینی | بهترین آثار داستایوفسکی

زیرزمین ذهن، سرزمینی خطرناکی است که داستایفسکی در اینجا به آن میپردازد و پنهانترین ترسها و آرزوهایش را آشکار میکند. کتاب یادداشتهای زیرزمینی اولین بار در سال ۱۸۶۴ در روسیه منتشر شد و به یکی از آثار آبرومند و خواندنی داستایوفسکی تبدیل شد.
«مرد زیرزمینی» یک کارمند سابق دولت ۴۰ ساله و راوی غیرقابل اعتمادی است که – برخلاف میلش – «مست کینه» است. بخش اول رمان، مونولوگی تلخ است که از زیرزمین خانهاش در سن پترزبورگ روایت میشود. هرچه این ضدقهرمانِ منزوی پایینتر میرود، فضلفروشیهای فکریاش بالاتر میرود و فلسفههای معاصر در مورد عقلگرایی و اراده آزاد را نقد میکند.
او با خود میاندیشد: «انسان دوست دارد خلق کند و راهها را هموار کند، این غیرقابل انکار است. اما چرا او همچنین عاشق ویرانی و هرج و مرج است؟» بخش دوم کتاب، داستان جذابی را روایت میکند که منجر به انزوای او میشود. او «بار یک خاطره باستانی را به دوش میکشد» و امیدوار است که با نوشتن آن، «رها» شود.
به عنوان یک جوان ۲۴ ساله، زندگی او «غمگین، نامرتب و تا حد وحشیانهای منزوی» است و آرزو دارد که در «جایگاه اجتماعی برابر» قرار گیرد. پس از یک مهمانی تحقیرآمیز با دوستان قدیمی مدرسه، او به دنبال انتقام آنها را تعقیب میکند و در عوض با فاحشهای ۲۰ ساله به نام لیزا آشنا میشود که هم جذب او میشود و هم از او بیزار. این مرد منزوی در تلاشهایش برای پیشرفت اجتماعی و اخلاقی خود را در گودالی عمیقتر فرو میبرد.
جمله مشهور او در این کتاب، فسلفه و عمق فکری شخصیت اصلی را نشان میدهد.
«در مورد من، تنها کاری که کردم این بود که کاری را که شما حتی جرأت نکردهاید تا نیمهی راه انجام دهید، تا آخرین حد ممکن ادامه دادم بزدلیتان را منطقی جلوه دادم و به این ترتیب باعث شدم احساس بهتری داشته باشید. بنابراین ممکن است در نهایت از شما سرزندهتر باشم.»
کتاب قمارباز | بهترین کتابهای داستایوفسکی

کتاب قمارباز یکی از بهترین کتابهای داستایوفسکی است. اغلب گفته میشود که نویسندگان باید درباره آنچه میدانند بنویسند تا واقعگرایی و اصالت را به آثارشان بیاورند. داستایوفسکی که خود معتاد به قمار بود، کتاب قمارباز را تحت فشار ناشرش نوشت.
خواندن کتاب قمارباز اثر فئودور داستایوفسکی انواع واکنشهای عاطفی را در شما برمیانگیزد. و چه بخواهید چه نخواهید، به داستان کشیده خواهید شد. این کتاب شما را به دنیای بازی رولت میبرد. و قمار را از دریچه چشم یک قمارباز میبینید.
قمار اعتیادآور است و در این کتاب میبینید که قمارباز میخواهد یک «موفقیت» دیگر به دست آورد. او فکر میکند دفعه بعد متفاوت خواهد بود، دور بعدی را خواهد برد، باید آنچه را که تازه از دست داده است، پس بگیرد. شما ماهیت وسواسی قمارباز را میبینید.
شخصیت اصلی داستان قمارباز اثر فئودور داستایوفسکی، الکسی ایوانوویچ است که معلم خصوصی یک خانواده روسی ساکن آلمان است. این خانواده «ژنرال، دو فرزندش میشا و نادیا، و دخترخواندهاش پولینا الکساندرونا» ورشکسته شدهاند و در هتلی زندگی میکنند که بسیار بالاتر از سطح درآمد آنهاست. ژنرال و خانوادهاش منتظرند تا مادربزرگ، مادر خانواده، بمیرد. تا بتوانند ارثی برای پرداخت بدهیهایشان به دست آورند. و دوباره آنها را در وضعیت مالی خوبی قرار دهند.
قمارباز خیلی خوب نوشته شده است، کتاب درمورد داستانهایی بسیار نگرانکننده، زندگیهای هدر رفته و فرصتهای از دست رفته است. یک درس بزرگ این است که پول وعده داده شده را خرج نکنید، صبر کنید تا پول در دستتان باشد. مهم نیست چقدر در قمار خوب هستید، نمیتوانید همیشه سیستم را شکست دهید زیرا هیچکس همیشه برنده نمیشود. اگرچه قمارباز اثر فئودور داستایوفسکی را نگرانکننده یافتم، اما آن را توصیه میکنم. این یک نگاه واقعبینانه به دنیای قمار است. به عده بسیاری این کتاب بهترین کتاب داستایوفسکی است.
کتاب جنایت و مکافات | بهترین کتاب داستایوفسکی

جنایت و مکافات درباره نابغهای شکنجهشده است، با این تفاوت که داستایوفسکی جذابیت «نابغههای شکنجهشده» را کاملاً وارونه میکند. شخصیت اصلی داستان، راسکولنیکوف، دانشآموزی آشفته است که در نهایت یک فروشنده به نام آلیونا ایوانوا را در خانهاش میکشد. انگیزه اولیه او، یا حداقل داستایوفسکی ما را به این باور میرساند که پول است. جنایت و مکافات اینگونه آغاز میشود.
بخش اول رمان، تنش اصلی راسکولنیکوف را به عنوان یک شخص معرفی میکند: مردی باهوش که هیچ چیزی برای نشان دادن ندارد. همانطور که ناتاسیا «آشپز ساختمان او» وقتی او را در حالی که روی مبل دراز کشیده میبیند میگوید: «اما اگر اینقدر باهوشی، چرا اینجا مثل یک آدم بیعرضه دراز کشیدهای و چیزی برای ارائه نداری؟» راسکولنیکوف مرد باهوشی است و قصد دارد ثابت کند که باهوش است. او، بیش از هر چیز، کنجکاو است که آیا فقط یک «آدم بیعرضه» روی مبل است یا مرد بزرگ و باهوشی است.
بنابراین داستایوفسکی ممکن است در بخش اول ما را به این باور رسانده باشد که او به خاطر پول کشته است، اما حقیقت در بخش پنجم به میلیونها تکهی ترسناک تبدیل میشود، زمانی که راسکولنیکوف به این موضوع اعتراف میکند: «سونیا، میخواستم به خاطر سرگرمی بکشم، برای خودم، و فقط برای خودم بکشم!»
شخصیتپردازی استادانه داستایوفسکی و واکنشها و رفتارهای انسانی دقیق به تصویر کشیده شده در این داستان، آن را به اثری جالب و تأملبرانگیز تبدیل کرده است. نویسنده از سبک نوشتاری فشرده و دروننگرانه استفاده میکند و از جملات طولانی و پیچیده برای انتقال نبرد درونی شخصیت اصلی داستان بهره میبرد. با توصیف واضح وضعیت عاطفی شخصیت اصلی و فضای سرکوبگر قرن نوزدهم سن پترزبورگ، حس فوریت و شدت در داستان حس میشود. نثر داستایوفسکی اغلب سنگین و متراکم است که منعکسکننده بار اخلاقی و روانی شخصیتها است.
کتاب برادران کارامازوف | بهترین کتابهای داستایوفسکی

آلبرت انیشتین برادران کارامازوف را «قله تمام ادبیات» میدانست و میگفت که از داستایوفسکی بیشتر از هر متفکر دیگری آموخته است. در سال ۱۸۷۸، زمانی که داستایوفسکی شروع به نوشتن «برادران کارامازوف» کرد، روسیه در تب و تاب جنایات واقعی بود و محاکمههای دادگاهی به رویدادهای رسانهای تبدیل شده بودند.
چند سال قبل، تزار اصلاحطلب الکساندر دوم دادگاهها را به روی عموم مردم گشود و جداگانه، آزادی بیشتری به مطبوعات اعطا کرد. این دو تحول، جامعهای از خوانندگان روسی را ایجاد کرد که مشتاق داستانهای تکاندهنده قتل بودند و مطبوعات آزادی که با کمال میل آنها را منتشر میکردند.
فئودور پاولوویچ کارامازوف در جوانی مردی زمخت و رک است که دغدغه اصلیاش پول درآوردن و اغوا کردن زنان جوان است. او دو بار ازدواج میکند و سه پسر دارد: دیمیتری، فرزند همسر اولش، و ایوان و آلیوشا، فرزندان همسر دومش. فئودور پاولوویچ هرگز علاقهای به پسرانش ندارد و وقتی مادرانشان میمیرند، آنها را برای بزرگ شدن نزد اقوام و دوستان میفرستد. در ابتدای رمان، دیمیتری کارامازوف، که اکنون یک سرباز بیست و هشت ساله است، به تازگی به شهر فئودور پاولوویچ بازگشته است.
فئودور پاولوویچ از دیدن دیمیتری ناراحت است زیرا دیمیتری برای مطالبه ارثی که مادرش برایش به جا گذاشته آمده است. فئودور پاولوویچ قصد دارد ارث را برای خودش نگه دارد. این دو مرد به سرعت بر سر پول دچار اختلاف میشوند و ایوانِ روشنفکرِ سرد که نه پدر و نه برادرش را به خوبی نمیشناسد، سرانجام برای کمک به حل و فصل اختلافشان فراخوانده میشود.
آلیوشای مهربان و وفادار، که حدوداً بیست سال دارد، نیز در این شهر زندگی میکند، جایی که او به عنوان شاگرد در صومعه مشغول به کار است و نزد زوسیما، پیر مشهور، درس میخواند. سرانجام دیمیتری و فئودور پاولوویچ به توافق میرسند که شاید زوسیما بتواند به حل و فصل دعوای کارامازوفها کمک کند و آلیوشا به طور آزمایشی موافقت میکند که ملاقاتی ترتیب دهد.
کتاب شبهای روشن | بهترین آثار داستایوفسکی

شبهای روشن یک رمان کوتاه است که مفاهیم فلسفی و روانشناختی و اجتماعی بسیاری را در خود جای داده است. راوی داستان مردی تنها است که در سنپترزبورگ زندگی میکند. او فردی منزوی، رویاباف و درونگرا است. او با دختری به نام «ناستنکا» آشنا و در یک نگاه عاشق او میشود.
نکته جالب کتاب، فاصله گرفتن شخصیت اصلی داستان از جهان واقعی است. او با وجود بودن در کنار مردم و اجتماع، احساس غربت و تنهایی میکند. داستایوفسکی مرز بین واقعیت و خیال را در هم میشکند. روای داستان در واقعیت انسان تنهایی است اما در خیال خود، روابطی پررنگ و پر از امید دارد.
نویسنده در این کتاب یک نگاه بدبینانه نسبت به عشق دارد. داستایوفسکی عشق را موقتی و گذرا میداند و باور دارد که عشق برای افراد چیزی به مانند یک وهم و خیال است. عشق یک طرفه میتواند آسیب جدی به روح و قلب انسان تنها بزند و در این رمان هم اشاره کرده است که چطور یک فرد بیدفاع، ذرهذره آب شد.
این کتاب یکی از بهترین رمانها برای شروع است، چراکه شاعرانه ولی در عین حال بسیار ساده است. رویاهای کوتاه، عشقهای ناکام و انسانهایی که در دل شبهای روشن، در دل خود گم شدهاند.
این کتاب فلسفی را هم اکنون میتوانید از شهر کتاب تهیه کنید.
کلام آخر | بهترین کتاب داستایوفسکی
فئودور داستایوفسکی محبوبترین و تأثیرگذارترین رماننویس ادبیات روسیه در قرن نوزدهم بود. آثار داستایوفسکی، به ویژه جنایت و مکافات، تأثیری فراتر از مرزهای امپراتوری روسیه و محدوده رمان داشت و اندیشه فلسفی و سیاسی مدرن و همچنین مطالعه رو به رشد روانشناسی را شکل داد. این نویسنده روس با آثارش همیشه در روح و قلب ما جای خواهد داشت.
این بود از معرفی بهترین آثار داستایوفسکی. نظر شما همراهان همیشگی سایت گلستان کتاب درباره این نویسنده چیست؟ آن را با ما به اشتراک بگذارید.