superadmin
زمان مورد نیاز برای مطالعه
اردیبهشت 16, 1404
فلسفه آلبر کامو+بهترین آثار او
آلبر کامو، فیلسوف و رماننویس مشهور قرن بیستم، یکی از مهمترین موضوع اگزیستانسیالیستی قرن را مطرح کرد و آن هم مسئله خودکشی بود. این پرسش، آغازگر کتاب «افسانه سیزیف» بود که تصویری تکاندهنده از سرنوشت انسان نشان میدهد. در ادامه با بررسی فلسفه آلبر کامو و آثار مهم این نویسنده با بخش مقالات سایت گلستان کتاب همراه باشید.
فهرست
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ | فلسفه آلبر کامو

در آثار آلبر کامو، به طور واضح در مورد معنای زندگی تردید وجود دارد. آثار او فلسفه را به چالش میکشد و سوالاتی درباره هدف و چگونگی زندگی، مطرح میکند. در واقع هدف اصلی آلبر کامو، حل معادله پیچیده مرگ و زندگی است.
اگرچه کامو هنگام توصیف جاهطلبیهای فکری خود متواضع به نظر میرسید، اما به عنوان یک فیلسوف، به اندازه کافی اعتماد به نفس داشت که نه تنها فلسفه خود، بلکه نقدی بر دین و نقدی اساسی بر مدرنیته را نیز بیان کند.
پارادوکس اساسی که در فلسفه کامو پدیدار میشود، مربوط به مفهوم اصلی «پوچی» است. کامو با پذیرش این ایده ارسطویی که فلسفه با شگفتی آغاز میشود، استدلال میکند که انسانها نمیتوانند از پرسیدن این سوال که «معنای هستی چیست؟» طفره بروند. کامو منکر وجود پاسخی برای این سوال است و هرگونه هدف علمی، غایتشناختی، متافیزیکی یا ساخته دست بشر را که بتواند پاسخی مناسب ارائه دهد، رد میکند.
بنابراین، کامو ضمن پذیرش اینکه انسانها ناگزیر به دنبال درک هدف زندگی هستند، موضع شکاکانهای اتخاذ میکند که جهان طبیعی، کیهان و فعالیت انسانی در مورد چنین هدفی ساکت میمانند.
از آنجایی که خود هستی معنایی ندارد، ما باید یاد بگیریم که یک پوچی غیرقابل حل را تحمل کنیم. بنابراین، این موقعیت متناقض، بین انگیزه ما برای پرسیدن سوالاتی درباره معنای زندگی و عدم امکان دستیابی به هرگونه پاسخ مناسب، همان چیزی است که کامو آن را پوچی مینامد. فلسفه پوچی کامو، پیامدهای ناشی از این پارادوکس اساسی را بررسی میکند.
درک کامو از پوچی به بهترین شکل در یک تصویر، و نه در یک استدلال، به تصویر کشیده شده است. او افسانه سیزیف را تعریف میکند. کسی که سنگ خود را به بالای کوه هل میدهد، آن را رها میکند و به تماشای غلتیدن آن به سمت نقطه شروع مینشیند. سپس از کوه پایین میآید و دوباره این کار را تکرار میکند؛ یک چرخه بیپایان، یک سیکل معیوب.
مانند سیزیف، انسانها از پرسیدن معنای زندگی امتناع میکنند، چراکه پاسخهایشان دوباره مثل سنگ سیزیف، آنها را به نقطه شروع باز میگرداند. اگر زندگی هیچ هدف یا معنای اساسی ندارد که عقل بتواند آن را بیان کند، نمیتوانیم جلوی خود را بگیریم و نپرسیم که چرا به زندگی کردن ادامه میدهیم. بهتر نبود که اصلاً به دنیا نمیآمدیم، یا هر چه زودتر میمردیم؟
«فرانسیس جینسون» مدتها قبل از نقد معروفش بر کتاب «طاغی» که باعث جدایی بین کامو و سارتر شد، نوشت، آیا فلسفه پوچگرایی یک تناقض نیست؟ به عبارت دقیقتر، هیچ فلسفهای اینجا در کار نیست، بلکه یک موضع ضدعقلانی است که به سکوت ختم میشود.
آیا کامو واقعاً فیلسوف بود؟ این نویسنده معاصر خود را در دفترچه یادداشتهایش یک هنرمند میداند و نه یک فیلسوف. با این حال، او یک ساختار فلسفی منحصر به فرد میسازد که مقدمات آن اغلب ناگفته باقی میمانند و اغلب به روشنی استدلال نمیشوند، بلکه در مراحل مشخصی در طول عمر کوتاه او توسعه یافته است.
باور به خدا و مذهب | بهترین آثار آلبر کامو

کامو هیچوقت موضع خصمانهی آشکاری نسبت به باورهای مذهبی اتخاذ نمیکرد. هرچند که قطعاً در رمانهای «بیگانه» و «طاعون» این کار را میکند و صریحاً جلوی دین میایستد. اما تمرکز آثارش بر انتخاب زندگی بدون خدا است. راه دیگر برای درک فلسفهی کامو این است که فلسفهی او را تلاشی برای بررسی مسائل و مشکلات دنیای پسامذهبی بدانیم.
کامو در آثار و مقالاتش به این نتیجه میرسد که روح جاودانه نیست. او به خوانندگان خود توصیه میکند که با این واقعیت ناراحتکننده روبرو شوند، بدون اینکه شانه خالی کنند، اما در عین حال خود را مجبور به ارائه دلایل یا شواهد مبنی بر اینکه روح جاودانه نیست، نمیداند.
اگر مذهب عقلانی نباشد، پس خرد در کجا نهفته است؟ پاسخ کامو این است که زمانی که متوجه شویم، در انتظار ما، مرگی ناامیدانه نشسته است، آنگاه به خرد میرسیم. برای کامو هیچ خوشبختی فرابشری، هیچ ابدیتی خارج از منحنی روزها وجود ندارد. او میگوید:«من هیچ نقطهای در خوشبختی فرشتگان نمیبینم»
امید، خطایی است که کامو میخواهد از آن اجتناب کند. این باور کامو، از کتاب نیچه یعنی «انسانی بسیار انسانی» سرچشمه میگیرد. در این کتاب، جهانی توصیف میشود که در آن زئوس جعبه پاندورا را باز کرده و تمام مصیبها و بیماریها در جهان رها شدهاند. تنها یک شر باقیمانده است و آن هم امید نام دارد.
ممکن است بپرسید، امید یک شر است؟ نیچه توضیح میدهد که انسانها امید را بزرگترین خیر خود میدانند، در حالی که زئوس، با آگاهی بیشتری که نسبت به انسان فانی دارد، امید را بزرگترین منبع دردسر میداند. نیچه توضیح میدهد به همین دلیل است که انسانها خود را در معرض عذاب قرار میدهند. زیرا آنها پاداش نهایی را پیشبینی میکنند، بدون اینکه حتی به آن نزدیک شوند.
از نظر کامو، راه حل مرسوم برای پیدا کردن معنا در زندگی در واقع خود مشکل است؛ امید برای انسانها فاجعهبار است، زیرا آنها را به سمت به حداقل رساندن ارزشهای این زندگی سوق میدهد، تا آنها را برای یک زندگی فراتر آماده کند.
امید مذهبی نگرش واقعبینانهای را که برای مقابله با فراز و نشیبهای زندگی نیاز داریم، از بین میبرد. پس مسیر درست کدام است؟
کامو استدلال میکند که انسان مستلزم کنار گذاشتن تمام امیدهای به زندگی پس از مرگ است. کامو میگوید:«من نمیخواهم باور کنم که مرگ دروازهای به سوی زندگی دیگر است. برای من، مرگ دری بسته است.» کامو همچنین باور دارد:«جهان زیباست، و بیرون از آن هیچ رستگاریای وجود ندارد.» کامو معتقد بود تنها با پذیرش مرگ و «بیامید شدن از هرگونه امید»، میتوان نه تنها جنبهی فیزیکی زندگی، بلکه، جنبهی عاطفی و بین فردی آن را نیز درک کرد.
پاسخی به پوچی | آلبر کامو و پوچ گرایی

کامو میگوید: «فقط یک مسئله فلسفی واقعاً جدی وجود دارد و آن خودکشی است. تصمیمگیری در مورد اینکه آیا زندگی ارزش زیستن دارد یا خیر، پاسخ به مهمترین سؤال فلسفه است که همه سؤالات فلسفی دیگر از آن ناشی میشوند»
ممکن است کسی در اعتراض به این جمله استدلال کند که خودکشی نه یک «مسئله» است و نه یک «سوال»، بلکه یک عمل است.
یک سؤال فلسفی مناسب میتواند این باشد: «تحت چه شرایطی خودکشی موجه است؟»
آیا باید زندگی کرد؟چگونه باید زندگی کرد؟
کامو این پرسش از خودکشی را پاسخی طبیعی به یک واقعیت اساسی میداند، یعنی اینکه زندگی پوچ است. جستجوی مداوم معنا در زندگی وقتی که معنایی وجود ندارد، پوچ است. و امید به نوعی وجود مداوم پس از مرگ که منجر به انقراض ما میشود، پوچ است. کامو همچنین تلاش برای شناخت، درک یا توضیح جهان را پوچ میبیند، زیرا تلاش برای کسب دانش عقلانی را بیهوده میداند. در اینجا کامو خود را در مقابل علم و فلسفه قرار میدهد و ادعاهای همه اشکال تحلیل عقلانی را رد میکند: «آن عقل جهانی، عملی یا اخلاقی، آن جبرگرایی، آن دسته از مقولاتی که همه چیز را توضیح میدهند، برای خنداندن یک انسان شریف کافی است»
حس پوچی | فلسفه آلبر کامو

این نوع پوچیها، پرسش کامو در مورد خودکشی را پیش میبرند، اما شیوهی برخورد و پاسخ او به این سوالات، نوع دیگری از پوچی را تداعی میکند، نوعی که کمتر به خوبی تعریف شده است، یعنی «حس پوچی». این حس، که به طور مبهمی توصیف شده است، به نظر میرسد «یک بیماری فکری» باشد تا یک فلسفه.
او تفکر در مورد آن را «موقتی» میداند و اصرار دارد که حال و هوای پوچی، که «در عصر ما بسیار رایج است»، از فلسفه ناشی نمیشود، بلکه مقدم بر آن است. دغدغه اصلی کتابهای کامو، ترسیم روشهایی برای زندگی ما است تا با وجود بیمعنی بودن آن، ارزش زیستن پیدا کنند.
به گفته کامو، مردم خودکشی میکنند: «زیرا به این نتیجه میرسند که زندگی ارزش زیستن ندارد.»
در آغاز همهگیری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰، فروش کتابهای او به شدت افزایش یافت. صدها مقاله در مورد آثار کامو به همه زبانها توسط وبلاگنویسان، هنرمندان، کارتونیستها، روزنامهنگاران، متخصصان کامو، پزشکان، محققان از هر رشته و فیلسوفان نوشته شد.
در مواجهه با پوچی و مرگ دستهجمعی ناشی از کرونا، بسیاری از نویسندگان، فلسفه فروتنانه و خودمحور پشت رمان طاعون را که ریشه در افسانه سیزیف دارد و در رمان طاغی بیشتر بسط داده شده است، ستودند و توضیح دادند که انسان باید در هر کجا که هست، وظایفش را نسبت به دیگران بسیار جدی بگیرد و به درستی انجام دهد.
کلام آخر | فلسفه آلبر کامو

فلسفه آلبر کامو را میتوان جوابی بر اعتقادات بیهوده دانست. جملات او بر پایه یک واقعیتانگاری تلخ نوشته شده است که انسان امروزی به شدت درگیر آن است. حس پوچی قرار نیست ما را رها کند. نمیتوانیم پشت جملات معنوی مخفی شویم و خود را از این آفت دور کنیم. بلکه باید مثل افسانهها، سنگ سنگین پوچی را به سمت قله هل دهیم، آن را رها کنیم و با سری بالا به سمت آن بازگردیم.
این بود بررسی فلسفه آلبر کامو. نظر شما همراهان همشگی سایت گلستان کتاب الغدیر درباره آلبر کامو چیست؟ آن را با ما به اشتراک بگذارید.